بارانباران، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 1 روز سن داره

فرشته مهربون من

دیدار با دوستان و میزبانی کیمیای مهربون

عزیزم یکماه  پیش رفته بودیم خونه خاله سمانه و دختر نازش کیمیا که کلی از دوستان هم بودن و ساعتهای خوشی رو اونجا گذروندیم با عرض پوزش از دیر کردن پستها و تشکر از سمانه عزیز و فرشته مهربونش   چند تا عکس برات یادگاری میزارم دوستت دارم عزیزم ...
12 ارديبهشت 1392

سال نو مبارک

دختر نازم عیدت مبارک  این دومین عیدی هست که فرشته نازمون رو لحظه نو شدن سال در کنارمون داریم و وقتی محکم بغلت کردیم و بوسیدیمت تو از ته دل خندیدی فدای خنده هات که همیشه برام قشنگترین صداست امسال کلی با سبزه سفره هفت سین و ماهی قرمز تنگ بازی کردی  دستت رو میکردی توی تنگ و ماهی کوچولو نمیدونست کجا از دست تو فرار کنه  سبزه رو هم حسابی شل و پل کردی قربون دستای کوچولوت کلی روبانها و تورها رو از سر میز کشیدی و با هم دوباره تزئینشون کردیم امیدوارم روزهای خوبی پیش رو داشته باشی عزیزم اینم چند تا عکس برای یادگاری   دختر خاله و دختر دایی دختر خاله و پسر خاله و دختر دایی بارانم و س...
12 ارديبهشت 1392

22 ماهه شیرین من

سلام به روی ماهت عزیزم 22 ماهه شدی و من هر روز از داشتنت و سالم بودنت خدای بزرگ رو شکر میکنم  راستی هم زمان با 22 ماهه شدنت خبر 4 تا دندون نیشت رو بدم که 2 تای پایینی تقریبا کامل و 2 تای بالایی نصفه در اومدن خدایا شکرت الان 16 تا دندون کوچولو سفید داری که من تمام تلاشم رو برای سالم موندنشون میکنم واااای خدا مرسییییییییییییییی خدایا ممنون که منو لایق مادر شدن دونستی خدایا ممنون که فرشته مهربونم رو با همه زیباییهاش بهم امانت دادی خدایا ممنون که تو نگهداری از این امانت بزرگ منو حمایت میکنی و هیچ وقت تنهام نزاشتی خدایا بابت لحظه لحظه بودن با بارانم ازت ممنونم  حتی قسمتهای سخت امانت داریم  حتی اوج خستگی...
3 اسفند 1391